چرا گریچه ؟

وب‌سایت گریچه یک دایره المعارف و مرکز آموزش دیجیتال ماساژ از مبتدی تا حرفه‌ای می‌باشد. ماساژ از اولین و مهم‌ترین روش‌های درمانی در تمدن انسانی بوده که امروزه به‌عنوان یکی از رشته‌های جایگزین (آلترنیتیو) یا مکمل از آن نام‌برده می‌شود. این رشته نیز بمانند تحولات دیگر بشری در طول تاریخ دچار دگرگونی‌های مختلفی شده و در هر منطقه‌ای از دنیا نیز به یک نام شناخته می‌شود، همچنین دارای تکنیک‌های مشابه ای بوده است. در امپراتوری ایران هم از آن به‌عنوان یک روش درمانی مورداستفاده قرار می‌گرفته است اما در طی چند دهه‌ی قبل به دلیل ورود درمان‌های نوین پزشکی، در حال کم‌رنگ شدن بوده است. حال، با توجه به اینکه بیشتر سبک‌های ماساژ از حدود 40 سال پیش تاکنون ابداع یا اختراع‌شده‌اند و در این حوزه منابع بسیار اندکی به زبان فارسی موجود می‌باشد، وب‌سایت گریچه با جمع‌آوری اطلاعات و منابع مهم ماساژ و پیش‌نیازهای آن از مهم‌ترین و بروزترین مراکز آموزشی دنیا در بازه زمانی 11 ساله (از سال 1387 تا شروع به کار وب‌سایت ، 1397) با راه‌اندازی این وب‌سایت در نظر دارد مجموعه‌ای مستند و به‌روز از سبک‌ها و تکنیک‌های این رشته را در تمامی سبک‌ها (نزدیک به 180 روش) برای بالا بردن سطح اطلاعات و آگاهی فارسی‌زبانان و علاقه‌مندان به این رشته به جامعه علمی کشور معرفی کند. این وبگاه برای اولین بار سبکی نوین را در حوزه آموزش ماساژ و معرفی تمامی سبک‌های آن به همراه آشنایی با ساختارهای بدن انسان (آناتومی، فیزیولوژی، حرکات، آسیب‌ها، روش‌های درمانی و مقابله با صدمات و ...) با بیش از 10000 صفحه آموزشی در معرض دید علاقه‌مندان ماساژ قرار خواهد داد. امیدواریم تلاش‌هایمان همراه با همکاری و مساعدت شما مثمر ثمر واقع شود، تا این مجموعه بتواند به‌عنوان یک مرجع کامل فارسی جای خالی کمبودهای علمی و عملی این رشته را پر کند و با موفقیت روزافزون به راه خود ادامه دهد. باتشکر مؤسس وب‌سایت گریچه

اطلاعات تماس :

نظرسنجی

آیا علاقه‌مند به خرید مطالب سایت به‌ صورت نرم‌افزار تخصصی (مانند نرم‌افزار تخصصی ماساژ سوئدی، ماساژ روسی، اسپا یا...) هستید؟

نکته: این نرم‌افزارها به‌روز می‌شوند.

شناخت بافت‌های بدن انسان

img

شناخت بافت‌های بدن انسان

بافت مجموعه‌ای از سلول‌های مشابه است که بر روی هم کار مشخصی را انجام می‌دهند. بافت‌شناسی دانش مطالعه بافت‌ها است.

بافت گیاهی:

برش عرضی از بافت کلانشیم

مجموعه یاخته‌های هم شکل و همانندی که عهده‌دار عمل ویژه‌ای می‌باشند بافت نامیده می‌شوند. هر اندامی مانند ریشه، ساقه، برگ، گل، میوه و دانه شامل چندین بافت می‌باشد. هر بافت خود با توجه به ساختار سلولی و آرایشی و عملکردی‌ای که دارد، دارای تنوع نیز می‌باشد. اقسام بافت‌های گیاهی به شرح زیر معرفی می‌شوند:

بافت پوششی یا بشره‌ای که اپیدرمی نامیده می‌شود:
1. بافت چوب پنبه‌ای
2. بافت پارانشیم
3. بافت کلانشیم
4. بافت اسکرانشیم
5. بافت ترشحی - مجاری شیرابه‌ای
6. بافت آوندی
7. بافت جانوری

در بدن انسان چهار بافت سلولی وجود دارد که عبارتند از:
1. بافت پیوندی (همبند)
2. بافت پوششی
3. بافت ماهیچه‌ای
4. بافت عصبی

 

A. بافت پیوندی یا بافت همبند (Connective tissue):
 همان بافت پیوندی است که ازجمله وظایف آن حفاظت و پشتیبانی از بافت‌های دیگر است. به‌طور خلاصه، سلول‌های بدن به چهار نوع بافت پایه به نام‌های پوششی، پیوندی، عضلانی و بافت عصبی سازماندهی می‌شوند. فراوان‌ترین بافت در بدن انسان، بافت پیوندی است. غضروف‌ها، استخوانها و خون جزء بافت هم محسوب می‌شوند. این بافت علاوه بر حفاظت و پشتیبانی از بافت‌های دیگر، باعث ارتباط ساختارهای بدن نیز می‌گردد. مشارکت در تبادل مواد غذایی و ترمیم بافتی از وظایف دیگر بافت پیوندی است.

بافت همبند بافتها و ارگانهای مختلف را به هم می‌پیوندد. این بافت در زیر اپی تلیوم و اطراف ارگانهای مختلف به عنوان یک لایه پشتیبان عمل می‌نماید و به همین دلیل آن را بافت پشتیبان نیز می‌نامند. بافت همبند از سه جز اصلی یعنی سلولها ، رشته‌ها و ماده زمینه‌ای تشکیل شده است.

مهمترین وظایف بافت همبند ، با توجه به اجزا تشکیل دهنده آن شامل موارد زیر است:
- پشتیبانی از سایر بافتها.
- فراهم آوردن محیط قابل انتشار برای مبادله مواد غذایی و دفعی بین خون و سلولها.
- شرکت در دفاع از بدن با داشتن سلولهای ماکروفاژ ، پلاسماسل ، ماست سل و … و بروز دادن واکنش التهابی و جلوگیری از انتشار عوامل بیماری‌زا.
- ذخیره آب ، الکترولیتها و پروتئینها.
- شرکت در ترمیم زخمها.

انواع بافت پیوندی:
بافت پوششی را می‌توان به سه نوع بافت تقسیم کرد که عبارتنداز:

1. بافت پیوندی، نرم و انعطاف‌پذیر بوده و شامل میزان زیادی از ماده بین سلولی است. سلول‌های ماست سل، فیبروبلاست، چربی و اندوتلیال عروق خونی، جزو سلول‌های بافت همبند سست هستند.
2. بافت عناصر خونی، شامل سلول‌های خون، مغز استخوان و بافت لنفی است.
3. بافت پیوندی نگهدارنده محکم، شامل غضروف، استخوان و بافت پیوندی متراکم است.کلاژن به میزان زیادی در بافت همبند متراکم وجود دارد که در ساختمان تاندون (جهت اتصال عضله به استخوان) و همچنین رباط (جهت اتصال استخوان به استخوان) دیده می‌شود. بافت پیوندی متراکم، در بسیاری از ارگان‌ها و ساختارهای بدن مانند کلیه و قلب نیز به کار می‌رود، مثلاً با ایجاد لایه‌ای از این بافت، کپسولی را برای آنها ایجاد می‌کند.

برش عرضی رشته‌های بافت همبند

اجزای بافت پیوندی:
بافت همبندی از دو قسمت مهم تشکیل می‌گردد که عبارتنداز:

1. سلول‌های پیوندی
2. ماتریکس خارج سلول بافتی
1. سلول‌های بافت پیوندی:

سلول‌های بافت پیوندی به صورت عمومی عبارتنداز:
الف:فیبروبلاست ب:ماکروفاژ پ:ماست سل ت:پلاسماسل ث:سلول چربی ج:لکوسیت


الف) فیبروبلاست: فیبروبلاست، فراوانترین سلول در بافت همبند است که همه انواع رشته‌های بافت همبند و مواد آلی ماده زمینه‌ای را سنتز می‌کند. فیبروبلاست، سلولی است با هسته بیضوی و روشن و دارای کروماتین ظریف است که حاوی یک یا دو هستک واضح می‌باشد. اندامک‌های دخیل در پروتئین‌سازی در فیبروبلاست بطور گسترده دیده می‌شوند.در مواردی که فعالیت سلول کاهش می‌یابد، اندازه سلول کوچکتر شده و هسته آن پر رنگ و دوکی دیده می‌شود که در این حالت فیبروسیت نیز می‌نامند. فیبروسیتها درصورت تحریک قابل برگشت به حال فعال می‌باشند. 

توضیحات اضافی فیبروبلاست:

NIH/3T3 Fibroblasts in cell culture

اطلاعات زمینه‌ای:
فیبروبلاست و فیبروسیت، هر دو ،در حقیقت یک نوع سلول می‌باشند، منتهی بسته به نوع و میزان سوخت و ساز بافتی، ممکن است به صورت فعال شده یعنی فیبروبلاست یا کمتر فعال شده یعنی فیبروسیت دیده شوند. در سال‌های اخیر ، عقیده بر این است که هر دو نوع فیبروبلاست نامیده شوند. پسوند بلاست در زیست‌شناسی سلولی به سلول بنیادی یا سلولی که از نظر سوخت و ساز فعال است اطلاق می‌شود. فیبروبلاستها بسته به محل استقرار و میزان فعالیت ، به اشکال مختلفی دیده شوند.فیبروبلاستهایی متعلق به بافتهای دیگر، اگر به بافت جدیدی پیوند زده شوند تا چندین نسل خاطرات مربوط به بافتی را که به آن تعلق داشته‌اند را حفظ خواهند کرد اگر چه ممکن است از نظر ریخت‌شناسی این تغییرات محسوس نباشد.

منشا جنینی:
عملکرد اصلی فیبروبلاستها ترشح مواد پیش ساز ماتریکس برون سلولی برای حفظ انسجام ساختاری بافت همبندی می‌باشد.فیبروبلاستها پیش سازهای لازم برای ساخت کلیه ترکیبات ماتریکس برون سلولی از جمله ماده زمینه‌ای و رشته‌های آن را ترشح می نمایند.
مانند سایر سلول‌های بافت همبندی فیبروبلاستها نیز از مزانشیم مشتق شده‌اند.بنابراین پروتئین فیلامنتی واسط به نام ویمنتین را ترشح می‌کنند که به عنوان یک شاخص برای شناسایی منشا مزودرمی (میان پوستی) آن‌ها بکار می‌رود. سلولهای اپی تلیال تحت شرایطی تحت روند " تبدیل اپیتلیومی-مزانشیمی"Epithelial-mesenchymal transition(EMT) قادر هستند به فیبروبلاستها تبدیل شوند. و برعکس فیبروبلاستها نیز قادرند تحت شرایطی به سلول‌های اپی تلیال تبدیل شوند.که این روند به نام "تبدیل مزانشیمی –اپیتلیومی" Mesenchymal-epithelial transition(MET) نامیده می‌شود.

ساختار و عملکرد:
فیبروبلاستها دارای سیتوپلاسمی منشعب می‌باشد که یک هسته بیضی شکل لکه دار دارای ۱-۲ هستک را احاطه نموده‌است.فیبروبلاست‌های فعال بواسطه شبکه آندوپلاسمی خشن گسترده خود شناخته می‌شوند.فیبروبلاست‌های غیرفعال که فیبروسیت نیز نامیده می‌شوند کوچکتر و دوکی شکل می‌باشند.شبکه آندوپلاسمی خشن آن‌ها گستردگی کمی دارد.اگرچه فیبروبلاست‌ها در یک سطح بزرگ به صورت پراکنده و جدا از هم قرار می‌گیرند ولی درصورت تراکم زیاد آرایشی بشکل خوشه‌های موازی بخود می‌گیرند.

فیبروبلاستها کلاژنها، گلیکوزآمینوکلیکان‌ها، فیبرهای مشبک و ارتجاعی و گلیکوپروتئین‌های موجود در ماتریکس برون سلولی و سیتوکین TSLP را می سازند.فیبروبلاست‌های در حال رشد، تقسیم شده و ماده زمینه‌ای را می سازند.آسیبهای وارده به بافت فیبروبلاستها را تحریک کرده و تقسیم میتوز را القا می نماید. بر خلاف سلول‌های اپی تلیال ، فیبروبلاستها تک لایه‌های سلولی پهن تشکیل نداده و با اتصال تک قطبی از یک طرف به لایه بازال محدود نشده‌اند اگرچه در برخی مواقع در تشکیل لایه بازال مشارکت دارند( مثلاً میوفیبروبلاستها در روده که زنجیرهα-۲ حامل اجزای لامینین را ترشح می‌کنند و فقط در اپیتلیوم نواحی مربوط به فولیکولها حضور ندارند.همچنین بر خلاف سلول‌های اپی تلیال ، فیبروبلاستها توانایی مهاجرت انفرادی در لایه ساب استراتوم را دارند.در حالیکه سلول‌های اپی تلیال سطح داخلی اندامهای بدن را مفروش می‌کنند فیبروبلاستها و سایر بافتهای همبندی مربوطه نمای بیرونی موجود زنده را شکل می دهند. طول عمر فیبروبلاست که در جنین مرغ اندازه‌گیری شده‌است ، ۳±۵۷ روز می‌باشد.

موارد استفاده فرعی:
از فیبروبلاست‌های جنینی موش اغلب به عنوان سلول‌های تغذیه‌کننده در تحقیقات مربوط به سلولهای بنیادی انسان استفاده می شد که البته امروزه با توجه به وجود محیطهای کشت سلول با مقدار مواد مغذی معین و تعریف شده‌استفاده از آن‌ها به‌تدریج کمتر می‌شود.

 

ب) ماکروفاژ: درشت‌خوارها یا ماکروفاژها (به انگلیسی: Macrophage) سلولهایی دارای قدرت بیگانه‌خواری هستند که سلولهای فرسوده و بقایای سلولی و ریزسازواره‌ها را به درون خود کشیده و توسط آنزیم‌های لیزوزومی ازبین می‌برند.

توضیحات اضافی ماکروفاژ:


A macrophage of a mouse stretching its "arms" (pseudopodia) to engulf two particles, possibly pathogens. Trypan Blue Exclusion.

منوسیتها با پدیدهٔ دیاپدز از خون خارج می‌شوند و وارد بافت‌ها می‌شوند و ماکروفاژها را به وجود می‌آوردند. درشت‌خوارها بطور غیر مستقیم در حفظ و ترمیم و بطور مستقیم در دفاع از بدن دخیل هستند. درشت‌خوارها در مغز استخوان ساخته می‌شوند. درشت‌خوار آزاد دارای هسته‌ای لوبیایی و خارج از مرکز و سیتوپلاسمی وسیع و حاوی اجسام باقی‌مانده می‌باشد که آنها را به سادگی از فیبروبلاست‌ها قابل تشخیص می‌سازد. علاوه بر درشت‌خوارهای بافت همبند، سایر بافت‌ها و اندام‌ها نیر دارای یاخته‌هایی با ویژگی‌های درشت‌خوارها می‌باشند که نام‌های گوناگونی به آنها داده می‌شود. برای نمونه، این یاخته‌ها را در کبد به نام کوپفر، در ریه به نام درشت‌خوارهای ریوی، در بافت عصبی مرکزی به نام میکروگلیال و در ارگانهای لنفی به نام درشت‌خوارهای دیواره سینوزوئیدی می‌نامند.

نقش جدید ماکروفاژها:
کمک به قلب برای ایجاد ضربان بهینه
مطالعات جدید نشان میدهند که ماکروفاژ‌ها برای ضربان قلب ضروری اند. که این موضوع ماکروفاژها را اهداف مناسبی برای درمان بیماری‌هایی مانند آریتمی می نماید. مطالعات انجام شده روی موش‌های فاقد ماکروفاژ نشان داد که در این حیوانات ریتم الکتریکال قلب غیر نرمال بود.
محققان دریافتند که ماکروفاژها در گره دهلیزی- بطنی یا AV node در موش و انسان به فراوانی وجود دارند. این گره حاوی سلول‌های ماهیچه ای نیز هست که میتوانند سیگنال انقباض را انتقال دهند. وقتی سلول‌های ماهیچه ای قلب و ماکروفاژها را در دیش با هم کشت دادند دریافتند که این دو نوع سلول از نظر فیزیکی مرتبط بوده و بطور همزمان از نظر الکتریکی تحریک شدند. به علت وجود این تعاملات ماکروفاژها شروع تحریک سلول‌های ماهیچه ای مجاور خود را تسهیل کردند.

 

پ) ماست سل (ماستوسیت ها): ماست‌سل‌ها سلول‌های بزرگی هستند که به تعداد زیاد در بافت پیوندی یافت می‌شوند و سیتوپلاسم آن‌ها حاوی گرانول‌های درشت و بازدوست (بازوفیل) می‌باشد. ماست سلها یک سلول طبیعی مغز استخوان است که از سلولهای چند استعداد میلیودی چند استعدادی مشتق شده‌است.

توضیحات اضافی ماست سل:

ماست‌سل

عملکرد ماست‌سل‌ها:
وظیفه اصلی ماست‌سل‌ها ذخیره واسطه‌های شیمیایی است که در جریان واکنشهای آلرژیک و التهاب‌ها آن‌ها را آزاد می‌سازند و مهم‌ترین واسطه‌های شیمیایی مترشحه به‌وسیله ماست‌سل‌ها هپارین و هیستامین می‌باشند. ماست‌سل‌هایی که در غشاهای مخاطی یافت می‌شوند بجای هپارین حاوی کندروایتین سولفات می‌باشند و بر این اساس ماست سلها را دو نوع متفاوت محسوب می‌کنند. لکوترین‌ها مواد دیگری هستند که توسط ماست‌سل‌ها ترشح می‌شوند و باعث ایجاد واکنشهای التهابی از جمله انقباض آهسته عضلات صاف و افزایش ترشحات مخاطی می‌گردند. غشای ماست سلها حاوی رسپتورهای متعدد برای نوعی از آنتی بادی مترشحه توسط پلاسماسل به نام IgE می‌باشد.
ترشح ماست سل ها در پاسخ به مواد آلرژن ، با دخالت عوامل ایمنی صورت می گیرد . بدین معنی که غشاء ماست سلها حاوی رسپتورهای متعدد برای نوعی از آنتی بادی مترشحه توسط پلاسماسل بنام JgE می باشد . JgE مترشحه ، در پاسخ به یک ماده آلرژن به رسپتورهای سطح ماست سل چسبیده و در آن حالت باقی می ماند . در این شرایط اتصال آنتی ژن با آنتی بادیهای سطح ماست سل سبب تخلیه سریع و ناگهانی گرانولهای ماست سل می شود. به همین دلیل عکس العمل بدن نسبت به ورود مجدد مواد آلرژیک شدید تر و خطرناکتر می باشد و ماست سلها از سلول های اجدادی مغز استخوان منشأ می گیرند و به نظر می رسد سلولهای اجدادی ماست سلها در خون گردش می کنند و پس از ورود به بافت همبند به ماست سل تمایز می یابند.

 

ت) پلاسماسل (پلاسموسیت ها یا سلول های پلاسمایی): پلاسماسل‌ها سلول‌هایی هستند بیضوی یا تخم مرغی شکل با هسته کناری که سیتوپلاسم آن‌ها به علت وسعت فراوان شبکه آندوپلاسمی دانه دار، که قسمت عمده سیتوپلاسم را اشغال کرده مانند بازوفیل دیده می‌شود. 

توضیحات اضافی پلاسماسل:

Malignant plasma cells (plasmacytoma), with the characteristic "clockface nuclei" seen in normal .plasma cells. H&E stain

Plasma cell

بارزترین مشخصه پلاسماسل‌ها طرح هسته آن‌ها می‌باشد که نقاط تیره و روشن کروماتین در آن منظره‌ای شبیه صفحه ساعت یا چرخ ارابه ایجاد می‌نماید. در اغلب پلاسماسل‌ها، در بالای هسته نامیز روشنی جلب توجه می‌کند که با دستگاه گلژی وسیع سلول مطابقت می‌نماید. پلاسماسل‌ها از سلول‌های لنفوسیت B مشتق می‌شوند. به این معنی که لنفوسیت B پس از برخورد با آنتی‌ژن تحریک و تقسیم می‌گردد که یکی از سلول‌های حاصل از تقسیم، به پلاسماسل تبدیل می‌شود.پلاسماسل‌ها پادتن ساز هستند.پادتن‌هایی که آن‌ها ترشح می‌کنند شبیه گیرنده‌های آنتی ژنی موجود روی غشای لنفوسیت هایBاولیه است که به روش‌های مختلف باعث بی‌اثر یا نابود شدن میکروب‌ها می‌شوند.

 

ث) سلول چربی:سلول های گرد یا چند وجهی هستند که چربی ذخیره شده در آنها به صورت قطره‌ای بزرگ، حجم عمده سلول را اشغال می‌کند.  چربی یکی از جذاب‌ترین اندام‌های بدن است و دانشمندان تازه دارند آن را درک می‌کنند. چربی کارکردهایی بسیار بیشتر از آن چیزی دارد که قبلا تصور می‌شد. چربی دو کارکرد عمده در بدن دارد:
1. چربی کالری‌های اضافی دریافتی را به صورتی ایمن ذخیره می‌کند، بنابراین شما می توانید هنگام گرسنگی با سوزاندن ذخیره‌ چربی بدن انرژی لازم را به دست آورید.
2. بافت چربی بدن هورمون‌هایی را آزاد می‌کند که سوخت و ساز بدن را کنترل می‌کند. اما این تنها تصویری کلی است؛ جزئیات بیشتری در مورد چربی مطرح است از جمله انواع گوناگون چربی- شامل چربی قهوه‌ای و سفید، و چربی زیرپوستی، احشایی، و چربی شکمی.

اطلاعات اولیه:
هر بافت مجموعه‌ای از سلولهای تخصص یافته می‌باشد که کار معینی را انجام می‌دهند. بافتهای بدن به 4 دسته اصلی به نامهای بافت پوششی ، بافت همبند یا پیوندی ، بافت عضلانی و بافت عصبی تقسیم بندی می‌گردند. بافت غضروفی ، بافت استخوانی ، بافت خون و بافت چربی بافتهای همبندی تخصص یافته محسوب می‌شوند. بافت همبند بطوری که از نامش پیداست بافتها و ارگانهای مختلف را به یکدیگر می‌پیوندند. این بافت در زیر بافت پوششی و اطراف ارگانهای مختلف به عنوان یک لایه پشتیبان عمل می‌نماید و به همین دلیل آن را بافت پشتیبان نیز می‌نامند. بافت همبند از سه جزء اصلی تشکیل شده است:سلولها ، رشته‌ها و ماده زمینه‌ای. 

برش میکروسکوپی بافت چربی

چربی سفید یا تک حفره ای:
چربی سفید یا تک حفره‌ای یا (White unicular adipose tissue)، همان چربی معمولی است.چون در این نوع چربی ، چربی ذخیره شده در درون سلولها به صورت قطره‌ای بزرگ و واحد است و حجم عمده سیتوپلاسم را اشغال می‌کند. سیتوپلاسم به صورت باریکه‌ای در محیط و هسته به صورت پهن و کناری دیده می‌شود. از طرف دیگر چون در این نوع چربی پس از حل شدن چربی ذخیره شده در درون سلولها (ضمن آماده سازی بافت) حفره واحد و بزرگی در درون سلول چربی ظاهر می‌گردد. این نوع چربی را چربی تک حفره‌ای می‌نامند. سلولهای چربی توسط غشای پایه ظریفی احاطه شده و در حد فاصل مقدار کمی بافت همبند شل حاوی عروق و اعصاب دیده می‌شود. 

عمل چربی سفید:
چربی سفید در بدن بطور یکنواخت ذخیره نمی‌گردد. معمولترین محل ذخیره آن ناحیه شکم ، اطراف لگن و اطراف ارگانهای داخلی است.در صورتی که پشت دستها و پاها ، ریه ، بافت عصبی مرکزی ، اندامهای تناسلی ، بینی و گوش و پلکها فاقد چربی هستند. چربی سفید محل ذخیره تری گلیسریدها می‌باشد که به عنوان ذخیره انرژی بدن بشمار می‌رود. در صورت نیاز بدن به انرژی نور اپینفرین مترشحه از انتهای اعصاب موجود در بافت چربی باعث فعال سازی آنزیم لیپاز درون سلولی و تجزیه چربی می‌گردد. اسید چرب و گلیسرول حاصل از تجزیه چربی توسط خون به بافتهای مورد نیاز منتقل می‌گردند. علاوه بر عمل فوق چربی به عنوان ضربه‌گیر در اطراف ارگانهای مختلف و عایقی در مقابل سرما نیز عمل می‌کند. 


سلولهای چربی سفید:
سلولهای چربی از سلولهایی به نام لیپوبلاست یا آدیپوبلاست حاصل می‌شوند.تجمع چربی در درون آدیپوبلاستها به صورت قطره‌ای کوچک شروع و سپس با بهم پیوستن آنها قطره بزرگ و واحدی تشکیل و سلول در این حالت به نام سلول چربی یا آدیپوبلاست نامیده می‌شود. 

نقش چربی سفید در چاقی:
عقیده بر این است که سلولهای چربی در اواخر دوره جنینی و دوره محدودی پس از تولد بوجود می‌آیند و پس از آن تعداد آنها ثابت می‌ماند. بنابراین چاقی در اثر افزایش حجم سلولهای چربی حاصل می‌شود نه افزایش تعداد آنها. به همین دلیل تغذیه بیش از حد در دوران نوزادی در هفته‌های اول پس از تولد منجر به تشکیل تعداد زیادی سلول چربی خواهد شد که نتیجه آن مستعد ساختن فرد برای چاق شدن در بزرگسالی می‌باشد. 

اطلاعات مهم چربی سفید:
چربی سفید در بدن بسیار فراوان‌تر از چربی قهوه‌ای است. کار چربی سفید این است که انرژی را در بدن ذخیره کند و هورمون‌هایی را تولید کند که بعد وارد خون می‌شوند. سلول‌های کوچک چربی هورمونی "خوب" به نام آدیپونکتین تولید می‌کند که باعث می‌شود کبد و عضلات به هورمون انسولین حساس‌تر شوند،‌ و به این ترتیب کمتر در معرض دیابت و بیماری قلبی قرار بگیریم.هنگامی که افراد چاق می‌شوند (سلول‌های چربی با تجمع چربی درون آنها بزرگ می‌شوند)، تولید این هورمون کاهش پیدا می‌کند یا به کلی متوقف می‌شود، در نتیجه در معرض ابتلا به این بیماری‌ها قرار می‌گیرند.

چربی قهوه‌ای یا چند حفره‌ای:
در چربی قهوه‌ای (Brown fat = Multilocular adipose tissue) چون سلولها حاوی تعداد زیادی میتوکندری می‌باشند.رنگ آن قهوه‌ای دیده می‌شود. در چربی قهوه‌ای چربی ذخیره شده در درون سلولها به صورت قطرات کوچک و متعدد می‌باشد. بنابراین با حل شدن چربی ضمن آماده سازی بافت حفرات متعددی در سلولها ظاهر می‌گردد. به همین دلیل چربی قهوه‌ای را چربی چند حفره‌ای می‌نامند. 
عمل چربی قهوه‌ای:
چربی قهوه‌ای برخلاف چربی سفید محل ذخیره چربی نمی‌باشد. بلکه محلی برای تولید حرارت بوسیله چربی قهوه‌ای عقیده بر این است که به علت کاهش فسفوریلاسیون اکسیداتیو در میتوکندریها ، ATP کمتری تولید شده و قسمت عمده انرژی حاصل از تجزیه به صورت حرارت آزاد می‌گردد. حرارت تولید شده از طریق گرم کردن خون به همه نقاط بدن منتقل می‌شود. 

برش میکروسکوپی چربی قهوه‌ای

زمان تشکیل چربی قهوه‌ای:
چربی قهوه‌ای برای اولین بار در حیوانات زمستان خواب شناسایی گردید و در انسان نیز در مرحله قبل از تولد از پنجمین ماه تکامل جنینی شروع به تشکیل می‌کند و پس از تولد به سرعت تحلیل رفته و در بالغین بطور محدود در ناحیه گردن و بالای تنه باقی می‌ماند. سلولهای چربی قهوه ای با انتهای اعصاب سمپاتیک سیناپس حاصل می‌کنند و بنابر این تحریک آنها بطور مستقیم توسط اعصاب اتونوم (خود مختار) انجام می‌شود. 

چربی زیرپوستی:

چربی زیرپوستی مستقیما زیر پوست قرار دارد. این چربی را می‌تواند با استفاده از کولیس‌های چین‌ پوستی اندازه‌گیری کرد،‌ و چربی کل بدن را تخمین زد. از لحاظ سلامتی کلی بدن چربی زیرپوستی در ناحیه ران‌ها و باسن ممکن است خیلی بد نباشد و منافع بالقوه‌ای هم داشته باشد. این نوع چربی نسبت به سایر انواع چربی بدن، به خصوص چربی عمیق‌تر که در احشای شکم قرار می‌گیرد،‌ مشکلات زیادی ایجاد نمی‌کند. اما سلول‌های چربی زیرپوستی در ناحیه شکم ماجرای دیگری دارند. شواهدی به دست آمده است که خطر شکم بزرگ نه تنها به چربی عمقی احشایی (درون شکمی)،‌ بلکه به چربی زیرپوستی آن ناحیه هم مربوط است

سلولهای چربی قهوه ای:
سلولهای چربی قهوه‌ای از لیپوبلاستهایی حاصل می‌شوند که مستقل از لیپوبلاستهای تولید کننده سلولهای چربی سفید می‌باشند. در افراد بالغ تجمع بیش از حد چربی می‌تواند باعث شود که سلولهای چربی قهوه‌ای ظاهری شبیه سلولهای چربی سفید پیدا نمایند. با توجه به عملکرد چربی قهوه‌ای به نظر می‌رسد در افرادی که چربی قهوه‌ای به مقدار کافی وجود داشته باشد ، احتمال چاق شدن ضعیف می‌باشد و بر عکس.
اطلاعات مهم چربی قهوه ای:
چربی قهوه‌ای اخیرا بسیار مورد توجه بوده است، چرا که بر خلاف تصور قبلی دانشمندان، چربی قهوه‌ای آنقدرها هم بی‌ارزش نیست. دانشمندان در این بررسی‌ها اخیر دریافته‌اند که افرادی لاغر نسبت به افراد دارای اضافه وزن یا چاق دارای چربی قهوه‌ای بیشتری هستند، و این چربی هنگامی تحریک شود می‌تواند کالری‌های اضافی را بسوزاند.
دانشمندان امیدوارند با کشف اینکه چگونه می‌توان میزان چربی قهوه‌ای را در بدن افراد افزود یا چربی قهوه‌ای موجود را تحریک کرد، درمانی بالقوه برای چاقی پیدا کنند. معلوم شده است که کودکان نسبت به بزرگسالان چربی قهوه‌ای بیشتری دارند، و این چربی به آنها کمک می‌کند که خودشان را گرم نگه دارند. ذخایر چربی قهوه‌ای در بزرگسالی کاهش می‌یابد اما هنوز به گرم نگه داشتن بدن کمک می کند. بررسی‌ها نشان داده است که چربی قهوه‌ای در ماه‌های سرد سال فعال‌تر است و بنابراین این نظر مطرح شده است که خوابیدن در اتاق‌های سردتر ممکن است باعث شود چند کالری بیشتر سوزانده شود.تصور بر این است که چربی قهوه‌ای شباهت بیشتری با عضله دارد تا چربی سفید. هنگامی که چربی قهوه‌ای فعال می‌شود، باعث سوزاندن چربی سفید می‌شود.
گرچه بزرگسالان لاغرتر نسبت به افراد چاق‌تر چربی قهوه‌ای بیشتری دارند،‌ و حتی شمار سلول‌های چربی قهوه‌ای آنها به میزان زیادی بیشتر از سلول‌‌های چربی سفید است.یک شخص 75 کیلوگرمی ممکن است 10 تا 15 کیلوگرم چربی داشته باشد، و از این میزان تنها 50 تا 150 گرم آن چربی قهوه‌ای است. اما این 50 گرم چربی قهوه‌ای در صورتی که به طور حداکثر فعال شود، می‌تواند در هر روز 300 تا 500 کالری را بسوزاند- یعنی مقداری که برای نیم کیلوگرم کاهش وزن در هفته کافی است.
دانشمندان در فکر آن هستند دارویی تولید کنند تا با تحریک چربی قهوه‌ای بتوانند وزن افراد را کم کنند. البته حتی اگر بتوان دارویی ساخت که چربی قهوه‌ای را تحریک کند، همه موارد چاقی را علاج نخواهد کرد. اما ممکن است به شخصی که رژیم غذایی مناسب و برنامه ورزشی برای لاغر شدن دار،‌کمک کند.

 

چربی احشایی:
چربی احشایی یا چربی "عمقی" در اطراف اندام‌های درونی شکم را می‌پوشاند و سلامت شما را به خطر می‌اندازد. اگر شکم بزرگی دارید یا دور کمرتان بالا ست ،‌ مسلما این چربی احشایی را دارید.
چربی احشایی خطرابتلا به دیابت، بیماری قلبی، سکته مغزی و حتی زوال عقل را افزایش می‌دهد. تصور بر این است که چربی احشایی نسبت به سایر انواع چربی‌ها،‌ نقش مهم‌تری در غیرحساس شدن بدن به انسولین و قرار گرفتن در معرض خطر دچار شدن به دیابت دارد. اما دانشمندان هنوز نمی‌دانند چرا اینگونه است. در مورد رابطه زیادی چربی احشایی و زوال عقل نیز تصور بر این است موادی مانند هورمون لپتین در این رابطه دخیل هستند. لپتین هورمونی است که بوسیله چربی شکمی تولید می‌شود و ممکن است به نحوی اثری نابه‌جا بر مغز بگذارد. هورمون لپتین که از بافت چربی ترشح می‌شود در تنظیم اشتها و نیز در یادگیری و حافظه نقش دارد.

چربی شکمی:
چربی شکمی بیشترین شهرت به عنوان چربی ناسالم را داشته است. باید توجه کرد چربی شکم هم شامل چربی زیرپوستی و هم چربی احشایی است. به جز استفاده از سی‌تی‌اسکن راه بی‌نقصی برای افتراق‌دادن این دو نوع چربی شکمی از هم وجود ندارد، و استفاده از سی‌تی‌اسکن برای این مقصود هم به صرفه نیست. اما اگر شکم بزرگی دارید، تعیین کردن اینکه چه مقدار آن به چربی احشایی و چه مقدار آن به چربی زیرپوستی مربوط است، به اندازه اینکه به طور کلی شکم بزرگ سالم نیست، اهمیت ندارد.
چربی شکمی به عنوان نسبت به چربی باسن یا چربی ران از لحاظ سلامتی زیانبارتر است؛ به این معنا این چربی اثر بدتری از لحاظ ایجاد مقاومت نسبت به اثر انسولین و تشدید خطر دیابت دارد، و همچنین اثر بدتری بر چربی‌های خون به جای می‌گذارد و فرد را در معرض خطر بیشتر حمله قلبی و سکته مغزی قرار می‌دهد.

چربی ران، چربی باسن:
چربی در مردان معمولا در ناحیه شکم جمع می‌شود ( بدن سیب‌مانند)، اما در زنان معمولا چربی در ران‌ها و باسن تجمع پیدا می‌کند (بدن گلابی‌مانند). اگر ظاهر نازیبا را کنار بگذاریم، ‌شواهد فزاینده‌ای حاکی از آن است که زنانی که بدن گلابی‌‌مانند دارند در مقابل مردان با بدن سیب‌مانند، کمتر در معرض دیابت و بیماری‌های مربوط به سوخت و ساز قرار می‌گیرند.اما این سودمندی بدن گلابی‌مانند در زنان پس از یائسگی متوقف می‌شود،‌چرا که زنان از این سن به بعد دچار تجمع چربی بیشتری در شکم می‌شوند.

کاهش وزن و از دست دادن چربی بدن:
سوالی که در اینجا مطرح می‌شود، این است‌: "هنگامی که وزن کم می‌کنیم،‌ کدام نوع چربی در بدن کاهش پیدا می‌کند." و پاسخ این است که معمولا به طور یکسان از همه چربی‌ها بدن کاسته می‌شود. اما اگر شما علاوه بر رژیم غذایی برای کاهش کالری دریافتی، یک برنامه ورزش هم داشته باشید، معمولا چربی احشایی درون شکم‌تان اندکی بیشتر کاهش خواهد یافت. و بنابراین یک مزیت اضافی به دست خواهید آورد.

2. ماتریکس(Matrix):
ماتریکس از رشته ها(Fibers) و یک جزء نسبتاً بی‌شکل (ماده زمینه‌ای غلیظ) ساخته می‌شود (برخی از مؤلفان «ماتریکس» را فقط برای ماده غلیظ به کار می‌برند).

رشته‌های بافت پیوندی:
بافت پیوندی دارای سه نوع فیبر یا رشته‌است:
الف:رشته کلاژن(Collagenic fiber) ب:رشته شبکه‌ای یا مشبک(Reticular fiber) پ:رشته ارتجاعی(Elastic fiber).
الف) رشته کلاژن(Collagenic fiber): این رشته‌ها از پروتئین هم نام خود به اسم کلاژن ساخته شده‌اند که فراوان‌ترین پروتئین بدن محسوب می‌گردد. رشته‌های کلاژن در همه انواع بافت همبند ، ولی به میزان متفاوت یافت می‌شوند. سنتز کلاژن بوسیله فیبروبلاستها مشابه ساخت سایر پروتئینها می‌باشد. سنتز کلاژن توسط سلولهای استئوبلاست دراستخوان ، کندروپلاست در غضروف ، ادونتوپلاست در دندان ، سلولهای عضله صاف در دیواره رگهای خونی و سلولهای اپی‌تلیال نیز انجام می‌گیرد. ترکیب اسید آمینه تشکیل دهنده کلاژن در بافتهای مختلف دارای تفاوتهای جزئی است.در پوست، رباط‌ها، تاندون‌ها و بسیاری از ساختارهای دیگر بدن وجود دارد. کلاژن یک پروتئین سفت و غیر زنده بوده، اما در عین حال به میزان بسیار زیادی در بافت‌ها مشاهده می‌شوند.

کلاژن:

مارپیچ سه رشته‌ای تروپوکلاژن

پروتئینی است که در محیط خارج از سلول‌های مختلف گونه های مختلف موجودات، وجود دارد. پروتئین کلاژن به صورت رشته‌های کلاژن مشاهده می‌شود. رشته‌های کلاژن در همه انواع بافت همبند، ولی به میزان متفاوت یافت می‌شوند. سنتز کلاژن به‌وسیله فیبروبلاست‌ها مشابه ساخت سایر پروتئین‌ها می‌باشد. سنتز کلاژن توسط سلول‌های استئوبلاست در استخوان، کندروبلاست در غضروف، ادونتوبلاست در دندان، سلول‌های ماهیچه صاف در دیواره رگ‌های خونی و سلول‌های اپی تلیال نیز انجام می‌گیرد. ترکیب اسید آمینه تشکیل دهنده کلاژن در بافت‌های مختلف دارای تفاوت‌های جزئی است.

ساختار مارپیچ سه رشته‌ای کلاژن:
یک مولکول کلاژن از سه زنجیرهٔ پروتئینی تشکیل شده که به دور یک دیگر پیچیده‌اند. مولکول‌های کلاژن به گونه‌ای ویژه کنار یک‌دیگر آرایش می‌یابند و یک ریز رشته را می‌سازند. تعداد زیادی از این ریز رشته‌ها به دور یک‌دیگر می‌پیچند تا یک رشتهٔ کلاژن ساخرصد پرولین و هیدروکسی پرولین و یک اسید آمینه غیر استاندارد است.

متابولسیم و بیوسنتز کلاژن:
کلاژن سخت‌ترین رشته بافت پیوندی است و با آنزیم کلاژناز (حل‌کننده کلاژن) از بین می‌رود ترمیم آن بسیار سخت است و به زمان طولانی نیاز دارد. چون یک پروتئین است در درون سلول ساخته شده و به بیرون از سلول تراوش می‌شود. فیبروبلاست مسئول ساختن اسید آمینه و سپس زنجیر پلی پپتید و مولکول پروکلاژن است. هر پروکلاژن در مدت پنج تا شش دقیقه ساخته شده و سپس به خارج از سلول حمل می‌شوند. پروکلاژن تحت اثر آنزیم پروکلاژن پپتیداز به تروپوکلاژن تبدیل می‌شود. تروپوکلاژن پلیمریزه شده کلاژن را می‌سازد. اسید هیالورونیک که از انواع ماده زمینه بی‌شکل است از پراکنده شدن بیهوده کلاژن در بین سلول‌ها جلوگیری می‌کنند.

انواع کلاژن:
دست کم ۱۳ نوع کلاژن در انسان شناسایی شده‌اند که هر کدام در بافت خاصی وجود دارند. تنوع این کلاژن‌ها به دلیل تفاوت در ماهیت پلی پپتیدهای تشکیل دهنده آنهاست. از کنار هم قرار گرفتن مارپیچ‌های کلاژن رشته‌های کلاژن بوجود می‌آیند. نحوه قرار گرفتن مارپیچ‌ها طوری است که انتهای مولکول‌های مجاور روی هم قرار می‌گیرند. این نحوه قرارگیری باعث می‌شود که رشته‌های کلاژن قابلیت کشش زیادی داشته باشند. دستجات متراکم این رشته که در تاندون وجود دارند با قابلیت کشش خود می‌توانند نیروهای زیادی را تحمل کنند.

معروف‌ترین انواع کلاژن:
کلاژن نوع I: این نوع کلاژن در استخوان و وتر وجود دارد و از تعداد زیادی دسته‌های فیبری ساخته شده‌است که به صورت امواج دریا قرار دارند.
کلاژن نوع II: که در غضروف شفاف دیده می‌شود به شکل فیبریل است و فیبر تشکیل نمی‌شود.
کلاژن نوع III: همان رشته شبکه‌ای است که در غشای پایه دیده می‌شود این نوع کلاژن از فیبرهای واحد ساخته شده‌است.
کلاژنهای نوع V,IV: به صورت فیبریل نبوده و احتمالاً غیر پلیمریزه هستند. کلاژن نوع IV در غشای پایه و نوع V در جدار رگ‌های خونی جنین یافت می‌شود.

کلاژن در استخوان:
رشته‌های کلاژن با مواد گوناگونی در هم می‌آمیزند. برای نمونه، کلاژن در استخوان با بلورهای کلسیم در هم می‌آمی‌زد و ساختار سختی می‌سازد. در نگاهی دقیق‌تر، استخوان مانند یک بتون مسلح به نظر می‌رسد که رشته‌های کلاژن آن مانند میل‌گردهای فولادی بتون، درون سیمانی از بلورهای هیدروکسی آپاتیت Ca۱۰(PO۴)۶(OH)۲ و پروتئین‌های نارشته‌ای از جمله اوستئوپونتین(osteopontin) و اوستئوکلسین(osteocalcin)جای گرفته‌اند.

کلاژن در غضروف:
در غضروف‌ها، کلاژن در مادهٔ زمینه‌ای ژل مانندی قرار می‌گیرد. مادهٔ زمینهٔ غضروف از مولکول‌هایی به نام پروتئوگلیکان (proteoglycan) تشکیل شده‌است. مولکول‌های پروتئوگلیکان اسکلت پروتئینی میله‌ای شکلی دارند که شاخه‌های بسیاری از جنس کربوهیدرات به آن متصل هستند. زنجیره‌های قندی پروتئوگلیکان‌ها بارهای منفی فراوانی دارند و بنابراین ابر متراکمی از کاتیون‌ها (مانند + Na) در پیرامون آن‌ها شکل می‌گیرد. این ابر باعث می‌شود مقدار زیادی آب به مادهٔ زمینه جذب شود و محیط ژل مانندی را فراهم کند که برای تحمل فشار بسیار مناسب است. رشته‌های کلاژنی که در این محیط پرآب جای دارند باعث مقاومت چندسازه در برابر کشش می‌شوند. غضروف گوش خارجی نسبت به غضروف مفصل زانو به انعطاف‌پذیری بیش‌تری نیاز دارد. رشته‌های کشسانی در غضروف گوش وجود دارد که از پروتئینی به نام الاستین(elastin)ساخته شده‌اند. رشته‌های الاستین در دیوارهٔ رگ‌ها و پوست نیز وجود دارند و به این چند سازه‌ها خاصیت کشسانی می‌بخشند؛ بنابراین، پروتئین‌های رشته‌ای کلاژن و الاستین با قرار گرفتن در مادهٔ زمینه‌ای گوناگون، چند سازه‌هایی با ویژگی‌های جادویی می‌آفرینند. البته، آرایش رشته‌های پروتئینی نیز در تعیین ویژگی‌های چند سازه‌های بدن مؤثر است. برای نمونه، در رباط‌ها و زردپی‌ها، رشته‌های کلاژن با آرایش منظمی از درازا کنار یکدیگر ردیف شده‌اند. این آرایش به دسته کردن چند ترکهٔ چوب می‌ماند که شکستن آن‌ها را دشوار می‌سازد.

بیماری‌های مرتبط با کلاژن:
اختلالات کلاژن بعضی از بیماری‌های ژنتیکی به علت تغییر در بین توالی اسید آمینه و ساختمان سه بعدی موجود در کلاژن، ایجاد می‌شوند. استئوژنز ایمپرفکتا با تشکیل غیرطبیعی استخوان در اطفال مشخص شده و سندروم اهلر-دانلوس همراه با مفاصل شل می‌باشد. هر کدام از این حالات می‌توانند کشنده باشند.
تاکنون ۱۵ نوع کلاژن در انسان شناسایی شده‌است. ژن‌های مختلفی پپتیدهای سازنده انواع مختلف کلاژن را کد می‌کنند که جهش در هر یک از آن‌ها منجر به بیماری خاصی می‌شود. برای مثال کلاژن نوع یک از فیبریل‌های سه رشته‌ای شامل دو پپتید آلفا-۱ و یک پپتید آلفا-۲ تشکیل شده‌است. جهش در ژن‌های سازنده این دو پپتید بر حسب محل جهش (در پپتیدهای سازنده کلاژن توالی gly-X-Y تکرار شده‌است و موتاسیون در Gly منجربه بیماری سخت تری می‌شود) منجر به انواع مختلف بیماری‌های استئوژنز ایمپرفکتا (نوع I تا V) و سندروم اهلرز دانلوس (نوع VII) می‌شود.

ب) رشته شبکه‌ای یا مشبک(Reticular fiber): رشته‌های رتیکولر فیبریل هایی متشکل از کلاژن نوع III که با رنگ آمیزی معمولی قابل رویت نیستند، می‌باشند. چون این رشته‌ها با املاح نقره به رنگ سیاه در می‌آیند، رشته‌های نقره دوست نیز نامیده می‌شوند. رشته‌های رتیکولر توری ظریفی را در اطراف سلولهای کبدی و کلیوی ، غدد درون ریز و سلولهای عضلانی و عصبی به وجود می آورند. همچنین داربست اعضای لنفی و خونساز از رشته‌های رتیکولر تشکیل شده است. این رشته‌ها بی‌نهایت لاغر هستند و یک شبکه قابل انعطاف را در ارگان‌های مربوطه جهت تغییراتی در شکل یا حجم ایجاد می‌کنند. رشته‌های شبکه‌ای یا رتیکولر را می‌توان در طحال، کبد، رحم و لایه عضلانی روده‌ای یافت.
پ) رشته ارتجاعی(Elastic fiber): رشته‌هایی هستند باریک و منشعب و دارای قابلیت ارتجاعی که نسبت به رشته‌های کلاژن استحکام کمتری دارند و با رنگ آمیزی اختصاصی رنگ می‌گیرند. این رشته‌ها ، به مقدار فراوان در بافتهای انعطاف پذیر نظیر شریانهای بزرگ (آئورت) ، ریه و مجاری تنفسی ، پوست ، داربست طحال و لیگامانهای بین مهره‌ای یافت می‌شوند. این رشته‌ها به علت انعطاف‌پذیر بودن، قابلیت کشش و برگشت به حالت اولیه را دارند. رشته‌های ارتجاعی در بسیاری ساختارهای بدن وجود دارند که به عنوان مثال می‌توان به شریان آئورت، ریه‌ها و پوست اشاره کرد. رشته‌های کلاژن، رتیکولر و ارتجاعی یک بافت فیبروز محسوب می‌شوند که وظیفه نگه داشتن سلول‌ها را در کنار هم برعهده دارند.

ماده زمینه‌ای غلیظ:
سلولها و رشته‌های بافت همبند بوسیله ماده‌ای بی شکل به نام ماده زمینه‌ای یا ماتریکس احاطه شده‌اند. ماده زمینه‌ای مرکب از گلیکوز آمینو گلیکانها ، گلیکو پروتئینها و مایع بافتی است. ماده زمینه‌ای از شبکه‌های هیدراته‌ای از پروتئین‌ها، بیشتر در ارتباط با کربوهیدرات‌ها (گلیکوپروتئین و پروتئوگلیکان)، فضاهای بزرگی که در آن شامل آب، نمک‌ها و مواد قابل انتشار است، ساخته می‌شود.

مایع بافتی:
مایع موجود در ماده زمینه‌ای بافت همبند را که متشکل از آب ، الکترولیتها و مقداری پروتئین و متابلیت می‌باشد، مایع میان بافتی می‌نامند، که محیط قابل انتشاری را بین خون و سلولها فراهم می‌آورد. منشا مایع بافتی پلاسمای خون می‌باشد. 

B.بافت پوششی:
لایه پوشاننده سطوح خارجی و داخلی بدن را بافت پوششی (اپی‌تلیوم) می‌نامند. بافت های  پوششی عهده‌دار وظایف و اعمال مختلفی نظیر حفاظت ، جذب و ترشح می‌باشند.

بافت پوششی یا اپیتلیوم (به انگلیسی: Epithelium) در ویکی پدیا:
 بافتی است که از سلول‌های چندضلعی اجتماع یافته‌ای تشکیل شده‌است که پوشش سلولی سطوح خارجی و داخلی بدن از جمله پوست، دیوارهٔ رگ‌ها و حفره‌های کوچک را می‌پوشاند. بسیاری از غدد نیز از بافت پوششی تشکیل شده‌اند. این بافت در بالای بافت همبند قرار گرفته‌است و این دولایه توسط غشای پایه از هم جدا می‌شوند. در زبان یونانی، اپی، به معنای روی یا بالای و تلی به معنای بافت می‌باشد.

اشکال مختلف بافت اپیتلیوم

بافت‌های پوششی دارای رگ‌های خونی در اطراف خود نمی‌باشند و بنابراین از طریق نفوذ غذا از بافت‌های زیرین همبند، تغذیه می‌کنند. بافت‌های پوششی می‌توانند به صورت خوشه‌ای از سلول‌ها موجود باشند و به عنوان غدد درون‌ریز و غدد برون‌ریز عمل کنند. غدد درون‌ریز و برون ریز به شدت با رگهای خونی احاطه شده‌اند و از طریق آن تغذیه می‌کنند. در انسان بافت پوششی به عنوان یکی از ۴ بافت پایه به‌شمار می‌آید. ۳ بافت دیگر بافت‌های همبند، عضلانی و عصبی هستند. مادهٔ بین سلولی این بافت بسیار اندک است. اتصال بین سلول‌های این بافت به دلیل وجود سلول‌های چسبندگی، درهم‌فرورفتگی‌های غشا و اتصالات بین سلولی بسیار قوی است. غشای پایه شبکه‌ای از پروتیین‌های رشته‌ای و پلی ساکاریدهای چسبناک است.

اطلاعات اولیه:
هر بافت مجموعه‌ای از سلولهای تخصص یافته می‌باشد که کار معینی را انجام می‌دهند. بافت های  بدن به 4 دسته اصلی به نام های  پوششی ، بافت همبند یا پیوندی ، بافت عضلانی و بافت عصبی تقسیم می‌گردند. بافت غضروفی ، بافت استخوانی و بافت خونی ، بافت های  همبند تخصص یافته محسوب می‌شوند. شکل سلولها و تعداد لایه‌های تشکیل دهنده بافت پوششی در ارگانهای مختلف بر حسب وظیفه‌ای که انجام می‌دهند متفاوت می‌باشند. بافت های  پوششی بر اساس تعداد لایه‌های سلولی تشکیل دهنده آنها به دو دسته ساده و مطبق تقسیم می‌شوند که هر کدام از آنها نیز بنا به شکل سلولهای تشکیل دهنده آنها به چند نوع تقسیم می‌گردند. 

ساختار اصلی:
سلول‌ها در بافت پوششی به شدت به هم فشرده هستند وفضای خالی بسیار کم و کوچکی در میان آن‌ها موجود می‌باشد. این سلولها صفحه‌ای پیوسته را که در بسیاری از نقاط توسط اتصال‌های محکم و دزموزوم‌ها به هم متصل شده‌اند را تشکیل می‌دهند. بافت پوششی، قسمت بیرونی و درونی پوست را تشکیل می‌دهد.

مکعبی ساده

غشای پایه:
سلول‌های بافت پوششی بر روی غشای پایه قرار گرفته‌اند و که این غشا به عنوان داربستی عمل می‌کند که بافت پوششی می‌تواند به رشد و گسترش بپردازد و پس از جراحت‌ها خود را ترمیم کند. بافت پوششی دارای عصب نیست. بافت پوششی توسط شکل سلولهایشان و هم چنین تعداد لایه‌های تشکیل دهنده به گروه‌های مختلف تقسیم می‌شوند. بافت پوششی که تنها ضخامت یک سلول را دارد به عنوان بافت پوششی ساده شناخته می‌شود. اگر دو یا چند سلول ضخامت بافت پوششی را تشکیل دهند به آن بافت پوششی طبقه‌دار گفته می‌شود. گونه‌ای دیگر از بافت پوششی نیز موجود است که به آن بافت شبه طبقه‌دار گویند.

بافت پوششی ساده:
بافت پوششی ساده فقط از یک ردیف سلول پوششی تشکیل شده و بر اساس شکل سلولهای شرکت کننده در ساختمان آنها سه دسته می‌باشد. 

بافت پوششی ساده:
بافت پوششی ساده دارای ضخامت یک سلول می‌باشد و هر سلول در تماس مستقیم با غشای پایه است. این بافت معمولاً در جایی پیدا می‌شود که نیاز به جذب یا فیلترینگ باشد. ضخامت سد بافت پوششی این پروسه را نظم می‌بخشد. بافت پوششی ساده به‌طور عمومی بر اساس شکل آن‌ها به گروه‌های مختلف طبقه‌بندی می‌شوند. چهار گروه اصلی بافت پوششی ساده عبارتند از:
سادهٔ پولکی
سادهٔ مکعبی
سادهٔ ستونی
شبه طبقه‌دار

 

بافت پوششی سنگفرشی:
این نوع بافت از ردیف سلول پهن ساخته شده که هسته آنها در مقاطع نیمرخ به صورت دوکی و خوابیده ملاحظه می‌گردد. این بافت در کیسه‌های هوایی ریه و دیواره کپسول بومن در کلیه دیده می‌شود. پوشش داخلی رگهای خونی و پرده‌های سروزی نیز از نوع سنگفرشی ساده هستند. 
بافت پوششی مکعبی ساده:
این نوع اپی‌تلیوم از سلولهای مکعبی با هسته گرد و مرکزی تشکیل شده است. مجاری غدد ترشحی بوسیله این نوع اپی‌تلیوم ، مفروش شده‌اند. 
بافت پوششی منشوری یا استوانه‌ای ساده:
این نوع پوشش از سلولهای بلند استوانه‌ای یا منشوری تشکیل شده که هسته آنها به صورت دوکی و عمود بر قاعده سلول قرار گرفته‌اند. دیواره معده ، روده‌ کوچک و روده بزرگ از این نوع بافت پوششی پوشیده شده‌اند. 
بافت پوششی مطبق:
بافت پوششی مطبق از چند ردیف سلول که به صورت طبقه - طبقه روی هم قرار گرفته‌اند تشکیل شده است. و بر اساس شکل ظاهری سلولهای سطحی دسته بندی می‌شود. 

بافت پوششی طبقه‌ای:
در این نوع از بافت پوششی، بیش از یک ردیف سلول بر روی غشای پایه قرار دارد. بر اساس شکل سطحی‌ترین سلول‌های این بافت به انواع سنگفرشی (مانند پوست بدن)، مکعبی (مانند مجاری غدد عرق) و منشوری (مانند ملتحمه چشم) تقسیم می‌شوند.

بافت پوششی شبه طبقه‌ای:
به دلیل متفاوت بودن شکل سلول‌های هسته آن‌ها در چند سطح قرار می‌گیرند. مانند مخاط نای که منشوری مطبق کاذب مژه دار می‌باشد.

سنگفرشی مطبق

بافت پوششی سنگفرشی مطبق:
در این نوع بافت ، سلولهای سطحی از نوع سنگفرشی و پهن و بقیه از نوع چند وجهی و عمقی‌ترین لایه از نوع استوانه‌ای بلند یا کوتاه می‌باشد که به نام طبقه قاعده‌ای نامیده می‌شود. این نوع بافت در پوست ، پوشش مری و پوشش واژن دیده می‌شود. 
بافت پوششی مکعبی مطبق:
این نوع بافت از دو یا چند ردیف سلول مکعبی تشکیل یافته است. مجاری دفعی بزرگ در غدد مترشحه از این نوع بافت پوشیده شده‌اند. 
بافت پوشش استوانه‌ای مطبق:
لولهای عمقی این بافت از نوع چند وجهی و مکعبی و سلولهای سطحی آن منشوری است. این نوع بافت محدود به نواحی معین مانند پوشش اپی‌گلوت ، پوشش کام نرم در سطح رو به حفره بینی و مجاری دفعی بزرگ در برخی غدد می‌باشد. 
بافت پوششی مطبق کاذب:
دراین نوع اپی تلیوم ، فقط یک ردیف سلول بر روی غشای پایه قرار می‌گیرد. ولی به علت کوتاه و بلند بودن سلولها ، هسته‌ها در سطوح مختلف دیده شده و چنین به نظر می‌رسد که اپی تلیوم از چند ردیف سلول تشکیل شده است. به همین دلیل آن را مطبق کاذب می‌نامند. اپی تلیوم مطبق کاذب در مجاری تنفسی به صورت مژکدار دیده می‌شود. 
 

سنگفرشی تغییر یافته

بافت پوششی متغیر:
این نوع اپی تلیوم که منحصر به مجاری ادراری می‌باشد. پوشش مطبقی است که تعداد لایه‌ها و شکل سلولهای سطحی آن در حالت کشش و استراحت متفاوت دیده می‌شود. برای نمونه در مثانه خالی تعداد لایه‌های سلولی 4 تا 5 ردیف و سلولهای سطحی از نوع برجسته و مدورند. ولی در مثانه پر که تحت کشش قرار دارد تعداد لایه‌ها به 2 تا 3 ردیف کاهش یافته و سلولهای سطحی نیز پهن دیده می‌شوند. 
تغییرات بافت های  پوششی:
تحت برخی شرایط یک نوع بافت پوششی ممکن است به نوع دیگری تغییر یابد، که این حالت را متاپلازی (Metaplasia) می‌نامند. مثلا بافت پوششی مطبق کاذب مژکدار مجاری تنفسی در افرادی که دخانیات مصرف می‌کنند به سنگفرشی مطبق تبدیل می‌شود. این تغییر با برطرف شدن شرایط نامناسب و یا درمان ، قابل برگشت می‌باشد. بافت های  پوششی ممکن است بطور غیر طبیعی ولی کنترل شده تکثیر یابند که این حالت را دیسپلازی (dysplasia) می‌نامند که مقدمه‌ای بر پیدایش سرطان در بافت می‌باشد. 

منشوری ساده

اختصاصات سطوح راسی سلولهای پوششی:
به جز چند مورد استثنا ، سطح راسی به سطحی گفته می‌شود که در تماس با حفره وسطی ارگانهای توخالی قرار دارد. از مهمترین ویژگیهای این سطح پیدایش برآمدگیهای ریز و انگشت مانند در آن است که سه دسته هستند. میکروویلیها زواید بسیار ریز به طول 1 - 0.5 میکرومتر هستند که در پوشش روده باریک و لوله‌های نزدیک کلیه وظیفه افزایش جذب مواد را بر عهده دارند. مژه‌ها زوایدی به طول 10 - 5 میکرومتر هستند که بیشتر در مجاری تنفسی و لوله‌های رحم دیده می‌شوند. مژه‌های ثابت از نظر ساختمانی شبیه میکروویلیها هستند و در پوشش مجرای اپی‌دیدیم (از مجاری منی‌بر بیضه) دیده می‌شوند. 
اختصاصات سطوح جانبی سلولهای پوششی
از ویژگیهای سلولهای پوششی خاصیت چسبندگی آنها به سلولهای مجاور خود می‌باشد. غشای سلولهای پوششی در همه جا با هم جوش نخورده‌اند و فضایی در حدود 20 - 15 نانومتر آنها را از هم جدا می‌کند. این فضا در بافت های  زنده بوسیله گلیکوپروتئینها و پروتئوگلیکانها و یون کلسیم پر می‌شود. عامل دیگر بهم چسبیدن سلولهای مجاور ، چهار ساختمان ویژه می‌باشد که به اتصالات بین سلولی موسوم هستند. که شامل اتصال محکم ، اتصال کمربندی ، دسموزوم یا پلاک اتصالی و اتصال سوراخدار می‌باشد. 

سنگفرشی مکعبی

عروق و اعصاب بافت پوششی:
بافت های  پوششی بدون عروق هستند و تغذیه آنها از طریق انتشار صورت می‌گیرد. در مورد عصب‌گیری بافت های  پوششی ، در اکثر بافتها شاخه انتهایی اعصاب حسی پس از عبور از غشای پایه به حد فاصل سلولهای پوششی نفوذ می‌کند. 
تجدید و ترمیم بافت های  پوششی:
سلولهای بافت پوششی عمر محدودی دارند و بطور مداوم سلولهای از بین رفته بوسیله سلولهای جدید جایگزین می‌شوند. در بافت های  پوششی مطبق ، عمدتا سلولهای طبقه قاعده‌ای یا بازال که بر روی غشای پایه قرار دارند تقسیم می‌شوند و سلولهای ریخته شده را جایگزین می‌کنند. در اپی‌تلیومهای ساده مانند پوشش لوله‌های گوارش ، سلولهای متمایز نشده معینی پس از تکثیر و تمایز ، سلولهای از بین رفته را جایگزین می‌نمایند. 

سنگفرشی منشوری

بافت پوشش غده‌ای:
طرز تشکیل غدد در مرحله جنینی بدین ترتیب است که در محل تشکل غده ، سلولهای طبقه قاعده‌ای تکثیر یافته و به صورت جوانه‌ای به بافت مزانشیم زیرین خود نفوذ می‌نماید که قسمت انتهایی آن پس از متسع شدن، ناحیه مترشحه غده را بوجود می‌آورد. در غدد مترشحه خارجی ، ساقه اتصالی کانالیزه شده و مجرای ترشحی را بوجود می‌آورد که ترشحات غده را به سطح اپی‌تلیوم هدایت می‌کند. در غدد مترشحه داخلی ، ساقه اتصالی تحلیل رفته و ارتباط غده تشکیل شده با اپی‌تلیوم از بین می‌رود و در این نوع غدد ترشحات از طریق خون به قسمتهای مورد نظر حمل می‌گردد. غده‌ها از نظر نحوه ترشح شامل غدد مروکرین مانند پانکراس ، غدد آپوکرین مانند غدد عرق و هولوکرین مانند غدد چربی در پوست ، می‌باشند.

وظایف اصلی بافت پوششی عبارت است از:
پوشاندن و مفروش کردن سطوح مختلف بدن
جذب مواد (مانند بافت پوششی روده)
ترشح مواد (مانند غدد ترشحی درون‌ریز و برون‌ریز)
دریافت حس (مانند مخاط بینی)
محافظت
تبادل گازهای تنفسی (در اتاقک‌های هوایی شش‌ها)
دفع مواد (مانند بافت پوششی کلیه)
نرم کردن (مانند مخاط روده)
تکثیر (مانند بیضه و تخمدان)
 به دلایل شکل سلول‌ها و تعداد لایه‌های تشکیل‌دهنده آن‌ها در ارگان‌های مختلف بر حسب وظیفه‌ای که انجام می‌دهند متفاوت می‌باشند.

 

 

ادامه دارد ........
 

منابع:
با نظرتان ما در ارائه مطالب قوی تر یاری کنید
ثبت